مادر

مادر کسی که از ميزان عشق او فهميدم که چقدر خدا عاشق بنده هاشه.کسی که از روی محبت بی پايانش پی به خدای مهربون تری بردم که معنای رحمان رو فهميدم. مادر کسی که از روی صبر و تحمل و بردباری بی پايانش فهميدم که خدا چقدر صبور تر و بردبار تره نسبت به ما بنده هاش که هر چقدر گناه می کنيم بازم می بخشه بازم صبر مب کنه بازم بالای بستر بيمار ما ميشينه تا صبح و قرص و دوا ميده تا ما حالمون خوب شه. به مادر فکر می کنم. به خوبی هاش فکر می کنم. به شب بيداری هاش تا صبح بخاطر نگرانی در باره يه اتفاقی که برای من افتاده فکر می کنم. به دعاهاش و به نذر و نيازاش فکر می کنم. به اينکه هر موقع مشکلی پيش مياد ميره دست به دامن خدا ميشه و حرفاش رو برای اون ميزنه. از اون درخواست کمک می کنه و واقعا معجزه هايی من ديدم که فقط من ديدم و من.

خدايا اما به من بگو تو آفريدگاری. تو عالمی. تو دانايی. تو بخشنده و مهربانی. تو که هر چه داريم و نداريم از توست. پس به هر اندازه اراده کنی به ما می دهی. خداوندی که همه چيز رو داد به هر اندازه که داد. شکر.

گر صلاحت باشد می دهی و گر ما ناتوان پاسداری از امانت تو باشيم باز ستان تا قدرش را بدانيم. خدايا اگه خوابيم بيدارمون کن.اگه گمراهيم ما رو راهنمايی کن. اگه ما بندتيم و تو هادی. ما رو هدايت کن. اگه ما جاهليم و تو تنها دانا به ما بفهمان.

/ 0 نظر / 10 بازدید