سختی ها
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مادر من ،تربیت ،مسئولیت ،مخاطرات
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

سلام مادر. تو همیشه توی سختی ها توکلت در عملت نه در زبان به خدا بود. همیشه یادمه که مادر خیلی کار ها رو حتی اونهایی که به نیروی مردونه نیاز بود رو هم خودش انجام می داد. الانه می بینم که خیلی خانوم ها حتی مرد هاشون خیلی کار ها رو انجام نمی دن اما تو خودت انجام می دادی اونها حاضر میشن رو بندازن و از مردم بخوان اما تو اینطور نبودی و همه ی سختی ها رو به جون می خریدی.

از اون طرف چقدر به فکر ما بودی. هیچ وقت ما رو سر بار دیگران نمی کردی. و حتی نمی ذاشتی که بچه هات به هیچ وجه دیگران رو اذیت کنن. بی رو در وایسی بودی و اون چیزی رو که حق بود عمل می کردی. و برای همین هم به نتیجه رسیدی. مثلا توی این مورد اخیر هیچ وقت مادر من به هوای اینکه ما بچه بودیم اجازه نمی داد حتی از روی بچگی کار خلافی از ما سر بزنه. تا جایی که میتونست همون طور که خودش رو یک انسان بالغ مسئول کار های خودش میدونست ما رو هم و کار ها و خرابکاری های احتمالی مارو هم وظیفه ی قطعی و صد در صد خودش می دونست و مواظب ما بود که ما یه وقت مثلا با کفش توی خونه ی کسی نریم. دیر وقت نباشه مزاحم نباشیم.

الان بچه هار و  میبینم که هر چی می خوان باید باشه. نق زدن و غر زدن جز ذات بچه ها شده.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!