آنکس که پرده از راز روز قیامت برداشت، مادر بود.
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

امشب سر شام٬ واسه حاج آقا مداحی، تعریف می کردم، که شاید با نگاه کردن به رفتار ها و تفکر در نتیجه اعمال مادرم بود که من یقین به برپایی روز قیامت دارم و یا حداقل یکی از دلایل محکم من بوده. (اگه نخواهیم بگیم همه دلایل)

 آخه اون انقدر زحمت کشیده و انقدر صاحب کرامات انسانیه که به هیچ وجه دنیا نمی تونه قدر زحمات اون رو بدونه. من از اون قدر شناسی یاد گرفتم. که قدر هر چیزی رو بدونم. منظورم رو شاید اشتباه انتقال بدم، اجازه بده مثال بزنم:

منم نمی تونم نه اون کرامات رو بیان کنم و نه بشمرم و نه فاش کنم. فقط می دونم از اون بوده. و بهترین نعمت خداست، این مادر

آنکس که پرده از راز روز قیامت برداشت، مادر بود.

واسه من خیلی عجیبه که چرا بعضی از مردم به روز قیامت ایمان ندارند. درسته که توی دنیا هم بعضی مواقع تنبیه میشیم. اما اون ؛تو گوشی؛ واسه اینه که از خواب بپریم و باید بدونیم که ممکنه آخرین ضربه واسه بیداریمون باشه. اگه می فهمیم بهتره که خودمون رو نزنیم به خواب. چون به قول یه فقیهی:

آدمی که خواب هستش رومیشه راحت از خواب بیدار کرد. اما کسی که خودش رو زده به خواب بیدار کردنش خیلی دشواره.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!