نجاتم دادي از ظلمت ...
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
مادرم اين تو بودي كه با طرفداري از چيز ها و مقدساتي كه در زمان خودت همه كساني كه دور و برت بودند در ناداني به سر مي بردند و ...

اما تو با توكل خدا و نه داشتن علم زميني كامل يك ديپلمات، بلكه از چيزي كه با توكل بر خدا براي تو عايد مي شود، و گونه اي از علم لدني است و علمي است كه خدا در كتابش گفته كه هيچكس در علم خدا نه سبقت مي گيرد و نه رسوخ مي كند مگر اينكه خدا بخواهد. و تو از خواست خدا استفاده كردي تا بر چيزي عالم شوي تا فرزندت كه ادعاهاي عجيب و مخالفت هاي شيطاني را خواست تا دنبال كند و نفهميده بر دره اي عميق به گمان خود فتح كند. و خواست خدا و وجود مقدس تو بود تا مرا هدايت كرد و من خدايم را بخاطر وجود چون توئي سپاسگزارم.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!