حكايت هايت ... راز هايي در آن نهان است
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!
مادرم تو از كودكيم برايم از زماني مي گفتي كه كساني بر ايران حكومت مي كردند كه اراده را از يك مهندس ايراني ميگرفتند. اما من كودك بي تجربه ات در تنگناهايي كه با مردم نادان و همكيشم داشتم به آساني فريب مي خوردم. چون آنان غافل بودند و ذهن غافل تر مرا به آساني به دور مدار خود گرانش و گرايش مي دادند.

وقتي از شاه مي گويند چنان است كه اگر مي ماند الان ما قدرت دبي و آمريكا را داشتيم. وا مصيبتا كه مصرف گرايي و ظاهر گرايي تنها مقصود و هدف و آينده نگري آنهاست. خدايا تو بر فضل و كرمت از گناه ما در گذر و ما را به نور هدايتت بازبيني و توفيق توبه ارزاني دار.

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!