مطمئني كسي رو نمي خواي
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در شبکه ها ی اجتماعیshare in your twitter account،share in your facebook wall،share in balatarinn،share in delicious،share in Yahoo Buzz،share in Digg it،share with Google Buzz،share in Cloob،share in viwio !!!

"مطمئني كسي رو نمي خواي".  آره . هر روز صبح كه از خواب پا ميشم بعد از خاطره تلخ گذشتم .از خودم اين سوال رو مي پرسم. بعدشم به خودم ميگم ول كن بابا . اون فرشته آسموني كه هر مردي يا زني توي ذهنش انتظارش رو داره ميسازه شايد اگه خيلي آدام باشه، تو بهشت بهش بدن اينجا همه چي محدوده. همه چي!

فقط روي كره زمين تنها چيزي كه من پيدا كردم نا محدوده ... و واقعا در حد كمالات ماورائيه. مهر مادريه. همين.

"انتظارش رو داره"

"خاطره تلخ گذشتم"

اما از اون طرف هر وقت به ياد اين همه توصيه و سفارش پيامبر خدا ميافتم و از اون لحاظ بررسی می کنم که مسير تکامل از اون جاده می گذره و نه جاده تنهايی و مجردی که اون هم به سبک جوون های امروزی توی ذهن من تداعی ميشه ... باز ياد اين قانون که هميشه واسه من حرف داره ميافتم که خدايی که نيازی بشر رو ميدونه حتما به اندازه ای که قراره که من توی دنيا بالا برم ياری هم برای من آفريدهو من رو برای اون. که من اين ريختی شدم و هيچکی ديگه بجز اون نبايد و اصلا و صلاح نيست که بياد توی زندگی من. شايد بايد قدر اين روزها رو دونست و همدم مادر بود و هوای اون رو داشت و ازش حرف شنوئی کرد و نگاهش کرد و نگاهش داشت و احترامش رو حفظ کرد و به خدای بزرگ نشون داد که نگاه قادر متعال رو و ارزش و احترام و مقام مادر رو ميشناسی


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!